خورشاه بن قباد الحسينى
17
تاريخ ايلچى نظام شاه ( فارسى )
باطل آبا و اجداد خويش بداشتند و اميران درگاه و سران سپاه يكسر زبان به « 1 » دعا و ثناگسترى گشاده گفتند : شعر كه شاها به زيب و فر و تخت و تاج * بمان تا بماند ز آدم نتاج كه شايستهء تاج شاهى تويى * سزاوار ظلّ الهى تويى حضرت شاه دين پناه بعد از جلوس همايون ، پرتو التفات به حال جنود ظفر ورود افكنده هر طايفه را على مراتبهم به مناصب ارجمند سرافراز و ممتاز گردانيد ؛ از جمله ديو على روملو را كه از ابتداى ظهور ، ملازم ركاب ظفر انتساب بود خطاب ديوسلطانى يافته به رتبهء امارت رسيد و بيرام بيك شاملو را به رسم مصاهرت مفتخر ساخته همشيرهء خود را كه مخدّرهء حجرهء عصمت و كرامت بود به حبالهء نكاح او درآورد و آن جناب فرق مفاخرت و مباهات به اوج سموات رسانيده صاحب توق و نقاره شد و منصب وكالت به « 2 » شيخ نجم گيلانى مفوّض گشت و ساير صوفيان و معتقدان را به مناصب ارجمند سرافراز گردانيده به ضبط ولايات فرستاد و جناح عاطفت بر فرق رعايا و برايا گسترده ابواب برّ و احسان بر روى خاصّ و عام بگشاد و در رواج و رونق ملّت اظهر و مذهب حقّ ائمّهء اثنا عشر - صلوات اللّه عليهم - سعى موفور و جدّ بليغ به ظهور رسانيد ، چنان كه در ابتداى جلوس آن حضرت ، خطبا به موجب فرمان واجب الاذعان اسم ابابكر و عمر و عثمان را از خطبه بيفكندند « 3 » و به غير ائمّهء اثنا عشر ( ع ) ديگرى را نام نيارستند « 4 » برد . و تبرّائيان در كوچه و بازار و به آواز بلند زبان به طعن و لعن مخالفان دين گشاده از غلبه و تسلّط سنّيان هيچ انديشه نمىنمودند . به موجب كريمهء « قُلْ جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ » « 5 » روز به روز مذهب شيعيان در تزايد و ترقّى و طريق باطل سنّيان در نقصان و تنزّل بود تا آنكه در بلاد عجم كس را زهره و يارا نبود كه اظهار تسنّن نمايد يا ذكر سنّى نيز كند و الحالة هذه « 6 » جريان حكم مذكور در آن ديار و بلاد همچنان باقى است ، بلكه
--> ( 1 ) . ت : « به » ندارد . ( 2 ) . ب : ندارد . ( 3 ) . ب : بيفكنند . ( 4 ) . ب : نيارستد . ( 5 ) . اسرا ( 17 ) ، آيهء 81 . ( 6 ) . ت : الحال نيز .